صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق
تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان ، نفست داغ ، تنت گرم ، دعایت با من
روزهایت پی هم خوش باشد
.
.
.
از رادیو دست میکشم
موجی زیباتر از موهای تو نخواهم یافت !
.
.
.
چه نقاش ماهری است فکر و خیال
وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند . . .
.
.
.
میدونی محبت یعنی چی ؟
م = من
ح = حالا
ب = به یاد
ت = توام
.
.
.
از کسی پرسیدن خلوت کجاست ؟
گفت : جایی که من و تو نباشیم !
توجه کنید ، جایی که من و تو نباشیم ، ما باشیم
.
.
.
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی
بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند . . .
.
.
.
سلامتی رفیقی که وقتی بهش میگی دلم گرفته بیا بریم بیرون
فقط یک کلمه میگه “ساعت چند” ؟
.
.
.
گذشتم ، گذشتی !
من از یک دنیا برای تو و تو از من برای …
.
.
.
لبخند زدی بهار با آن آمد
یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد
ای دست بلند آسمان در دستت
من نام تو را خواندم و باران آمد
.
.
.
پروانه پشت پیله اش ، حس کرد راهی هست و رفت !
شاید به راه بسته هم ، باید امیدی بست و رفت !
.
.
.
تا میخواهم از تو دل بکنم ، صبر می آید …
چقدر دوست دارم این عطسه های زمستانی را . . .
.
.
.
گیتار زندگی همیشه شاد نمینوازد…
اما دوستش بدار چون غمش هم خاطره میسازد
.
.
.
چه سخت بر من گذشت …
آن لحظه ای که برایم آرزوی خوشبختی کردی . . .
.
.
.
چرا کرم ترک دل نداریم ؟
یعنی پاشنه ی پا از دلمون مهمتره !
دلم داره میترکه
.
.
.
سعی کن عاشق کسی بشی که اگه سرتو رو شونه هاش گذاشتیو خوابت برد
سرتو رو زمین نزاره !
.
.
.
کرم دندانهایم را خورد …
از بس در قاب زندگی گفتم : سیب !
.
.
.
سال ها دویده ام …
با قلبی معلق و پایی در هوا
دیگر طاقت رویاهایم تمام شده است
دلم رسیدن میخواهد !
.
.
.
هی رفیق !
بدون چتر کنارم قدم نزن ، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی
.
.
.
مریضم . . .
چشمهایم درد می کند . . .
تب دارم . . .
اینهمه صغری کبری چیدن نمیخواهد
تو نیستی
دارم می میرم !
.
.
.
تو از یک راه رفته ای اما دل من …
هزار راه می رود برایت
.
.
.
سرگیجه بهانه بود ، میخواستم با تمام وجودم احساس کنم تکیه گاهمی !
.
.
.
خیلی دلتنگتم ، اما …
نمیدانم “خیلی” را چگونه بنویسم که “خیلی” دیده شود
.
.
.
مرا در آغوشت بفشار
بگذار دل ضعفه بگیرم
از اینهمه عاشقانه های محکم ِ تو . . .
.
.
.
به سلامتی اونی که وقتی میدونه رو چیزی حساسی یا از کاری بدت میاد
حواسش هست که ناراحتت نکنه !
.
.
.
دلم از درد دنیا تنگ تنگ است
چرا درها به رویم سنگ سنگ است
در این دنیا ندیدم روز خوبی
چقدر رفتن از این دنیا قشنگ است
.
برچسب:
نویسنده: حسن عالی پور