همین كه میكنم مو یاد چمسال میپیچم دور خم مث بند كمبال
از آن دوران خوب نوجوانی پر از شور و شعف و شادمانی
به یاد بازیهای جام كردو رضی حوری گلش زه ما دمش دو
همون بازی كه احمد كردوانی زغصه پیر شد او در جوانی
ببردیم جام اول بالای سر همه ریختیم تو ماشین مح مظفر
به یاد بیك بیكامون از دره نو و اون شپك رپك تا نیمه شو
به یاد كله صاف و مولینگم دیگه مثل او روزا نمیتینگم
علی آخند و آن كرخطی هایش فرار نوری و اون ضربه هایش
علی ناصری با حمله هایش حسین عبدی و چك پینجه هایش
فرار عاموسن و شوت لنگش دریبلی هاشم و پای چو سنگش
خم و پیچ یدالله با قد ریز تو بوردش قاسمن با حركتی تیز
رسول بخشايي با يال و كوپال دي بعد او نداره كيفي فوتبال
تو گل میزد سمیل چه شیرجه هایی علی حاج احمد و شوت هوایی
دیگه حالا نیسن جامو تو بازی محلمون نمینن قد یه تازی
دو صد افسوس كه دیگه جمع نوامن چه میشد غولها از لونه پاون
بدیم درس جوانمردی، مروت همون رسم رفیقی و فتوت
برچسب:
نویسنده: حسن عالی پور